سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزا توی هر خونه ای که میریم میبینم هرکس تنهایی یه گوشی یا تبلت دستشه و سرش گرمه و هریک ساعت یکبار جهت نرمش و جلوگیری از خشک شدن گردن و گرفتن آرتروز سرشون رو بالامیگیرن،اطرافشونو نگا میکنن وقتی مطمئن میشن همه همچنان دارن به مویایلاشون نگاه میکنن دوباره به کارشون ادامه میدن...

1)سه تا بچه ی 12، 10 و 4 ساله که هر سه روی مبل سه نفره نشستن و هرکدوم به تنهایی با تبلت بازی میکنن ، اون کوچولویی که تبلت نداره هم با گوشی مامانش سرگرمه

2) زن و شوهری که هریک سرشونتو گوشی بود و هرچنددقیقه جوک هاو مطالبی که دروایبر براشون اومده بود رو برای هم تعریف میکردن، بچه شون هم تلویزیون نگاه میکنه

3) خانواده ایکه جمعن و هریک سرگرمه موبایلهاشون و پدربزرگ و مادربزرگ خانواده م همینجوری به بچه ها و نوه ها نگاه میکنن

و ............

یکی از اساتید رسانه نظرشون این بود که این بی تفاوتی ها نسبت به خانواده پیش از آمدن این رسانه ها هم در خانواده هاموجودبوده ، این که درخانواده تمایلی به گپ زدن و ارتباط با هم وجود نداره به خاطر اومدنِ این رسانه ها نیست ، بلکه رسانه های موبایلی فقط زمینه بروز این ناهنجاریها رو در خانواده ایجاد کردن ، اینجاست که میگن طرف آب ندیده، وگرنه شناگر ماهریه...

 

اینارو گفتم که بگم...من نگرانم و فکرمیکنم باید فکری به حال این اوضاع کرد...یه فرهنگ سازی برای نجات خانواده ها


نوشته شده در شنبه 94/2/19ساعت 9:31 صبح توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

 

بعضی وقتا یه روزا و لحظه هایی رو تجربه میکنی که با خودت فکر میکنی مگه از این سخت تر هم میشه؟

برای من

با این توان

مگه میتونه از این بیشتر تکلیف کنه؟  از این سخت تر امتحان کنه؟ از این تلخ تر بگذرونه...

مشکلم اینه که همه چیز رو خودم میدونم....اگه نمیدونستم غصه ای هم نبود...اما میدونم

دیگه دلداری برام هیچ فایده ای نداره

شرایط بدیه

میگما

اصلا نفهمیدم چی شد...چجوری گذشت...همش بدمزه بود...خوب هم بودااا ولی طعم تلخش بیشتر تو یادم مونده

همیشه فکر میکنم میتونم اون دنیا از خدا طلبکار باشم که این چه دنیایی بود؟....

من خیلی پررو شدم و کم طاقت...نه...بی طاقت

تموم شده

بین احساسات خوب و بد گره خوردم و بلاتکلیفم...

خسته شدم از اینکه اینقددددر بهش گفتم خسته م


نوشته شده در چهارشنبه 93/7/2ساعت 3:52 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

 

گویا انتقادهای برنامه سمت خدا راجع به مسائل خلاف عرف و شرع صداوسیما به مذاق آقایان خوش نیامده و قصد کردند در اقدامی انتحاری و به طرز بسیار زبیا و زر ورق شده ای، اهداف برنامه سمت خدا را مثل دیگر برنامه ها و سریال ها  به سویی دیگر سوق دهند! به اینکه همه چی ارومه و من چقد خوشحالم و دین چیه و این حرفا!!

اگر شما هم سمت خدا را با همین روال دوست دارید سکوت نکنید و به اینجا مراجعه کنید و حرفتان را بزنید...شااااااید خدای ناکرده یکی از مسئولین کامنتتان را ببیند...

 


مصاحبه با تهیه کننده ی سمت خدا پیرامون عزل ایشان

 

ارتباط با شبکه سوم:

پیام کوتاه : 300003

شماره تماس :      27863000  021

 

ارتباط با سازمان صدا و سیما:

شماره پیامک  : 30000162.

تلفن تماس در تهران : 162 در شهرستان ها :0212781

داخلی 5 رو بگیرید


نوشته شده در جمعه 93/2/19ساعت 5:39 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

365 روز دیگر گذشت

باز یه دورِ دیگه زدیم دور خورشید و برگشتیم سرجای اول

همون جا که پارسال بودیم

اما اینبار حالم فرق داشت

چون یکِ یکِ نودُ دو با همه ی روزهای دیگه برام فرق داشت و میدونم هیچ لحظه ی دیگه ای از زندگیم نمیتونه با اون روز برابری کنه

من سال گذشته رشد کردم

سختی کشیدم

امیدوار شدم

و صبوری میکنم

امیدوارم امسال هم سال پر از برکتی باشه برام

مثل روز اولِ سالِ گذشته...

کاش امسال قلبم پاک بشه از هرچه ناخالصیه تو این دنیای لعنتی....

کاش دلم سفید بشه...مغزم پاک شه....دلم....

دل ِ هممون....

قلبِ هممون....

 

 


نوشته شده در شنبه 93/1/2ساعت 6:11 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

یا مردم خیلی نیازمند شده اند یا عزت نفسشان نابود شده و یا .... ؟

من نه از سیاست سردر می آورم و نه میفهمم اطرافم چه خبر است! فقط همین را میدانم که که مسخره شده ایم! مسخره مان کرده است ! به همین راحتی!!!

وقتی تکه های این پازل را کنار هم بچینیم مثل همیشه مجبوریم لبخند بزنیم و مثل خودشان بگوییم روحانی مچکریم!

متعجبم چرا همه سکوت کردند و کسی اعتراضی نکرد!

جناب رییس جمهور که خود را عقل کل میدانید، عذرخواهی شما بابت توزیع نامتعادل سبد کالا دردی از کسی دوا نمیکند چون تا به حال تقریبا 5 نفر در این صفهای احمقانه مُرده اند! میفهمید؟؟ به همین راحتی مردند!! یا زیر دست و پا ماندن یا از سرمای 4 صبح یخ زدند و .... !

میخواهم خوش بین باشم که حتما اتفاقی بوده که این کار را در بهمن ماه و نزدیک عید انجام دادید، اما نمی شود

میخواهم خوش بین باشم که اصلا تقصیر شما و کلا تقصیر سیستم شما نبوده که در یک اداره سبد پرارزشتان به رییس تعلق گرفته و به نگهبان تعلق نگرفته! به پزشکان تعلق گرفته و به زنی که خودش سرپرست خانوار است و از نعمت همسر و پدر فرزندانش محروم است تعلق نگرفته! میخواهم این را به حساب شما نگذارم که گفتید به حوزوی ها و داشنجویان تعلق میگیرد اما مسیجهایی که به سامانه تان دادند چیز دیگری گفت!

میخواهم خوش بین باشم و با خود بگویم قبول! کار سختی است نمی شود که آمار همه را داشت و عدالت برقرار کرد اما نمیتوانم بپذیرم که شما مارا مسخره نکرده اید!! که شما به مردم اهانت نکرده اید!! که خیلی مسخره است که بگویید حتی راجع به شخصی که  تحت پوشش کمیته امداد بوده هم اشتباهی صورت گرفته!

جناب آقای رییس جمهور! زنی که درآمدش یارانه است و تحت پوشش کمیته امداد تا به حال از گرسنگی نمرده که حالا محتاج سبد کالای شما باشد

بی عدالتی غیر از این است که فروشگاههای شمال تهران همه چندین باجه شان اختصاص به این امر داده شده و اکثرا خلوت هم هستند اما در مناطق جنوبی شهر....کاش چشمانتان را باز میکردید

فارغ از این که این کار از پایه احمقانه بود اما خوب بود کمی هم به فکر مردم باشید و اگر قرار بود فروشگاههایی برای اینکار در نظر گرفته شود، تعدادشان بیشتر می بود یا حداقل اقلامی که اعلام کردید را کامل ارائه میدادند!!!

میخواهید برای این هم عذرخواهی کنید؟؟ که یک نفر به فروشگاهی در جنوب تهران رفته نیمی از کالا را تحویلش دادند و گفتند ما پنیر و تخم مرغ نداریم!! به او رسید دادند و فرستادندش به فروشگاهی در میدان آزادی!!  این مسخره کردن نیست؟؟

ما هم گوشهایمان مخملی است و باور میکنیم که اصلا هم کسی که اینهمه اقلام را خریده یا وارد کرده خودش سود نبرده! اصلا هم این وسط کسی دلال نبوده و اصلا هم هیچ فروشگاهی نصفی از این اقلام اعلام شده را بالا نکشیده و اصلا هم موقع تحویل کالاها از مردم پول نمیگیرند!!! و باور میکنیم که ارزش سبد کالایتان 80 هزارتومان است!!!!!!!!!!

اگر اینها مسخره کردنِ مردم نیست، پس اسمش چیست؟؟

فقط نمیدانم کسانی که روزهای قبل سنگ این جنابان را به سینه میزدند که نـــع دولت تدبیر و امید فلان است و بهمان است و طرفداری میکردند چرا حالا چند صباحی ست نطقشان کور شده؟؟

+ کاش به جای توهین کردن و متهم کردن و حرفهای صدتا یه غاز راجع به دولتِ قبلی  کمی به درست بودن عملکردهای خودتان توجه میکردید!

+به کسانی که این سبد منزجر کننده بهشان تعلق نگرفته تبریک میگویم! همان بهتر!

+حرف دل ما هم هست! آیا یک آدم با سواد هست جواب سوالاتمان را بدهد؟

+ خواندن اینجا هم خالی از لطف نیست! وای بر آنان که تکریم نشدند!

+ تبدیل سیاست گداپروری دولت دهم به اقتصاد زنبیلی دولت یازدهم!


نوشته شده در شنبه 92/11/19ساعت 7:16 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

امروز

در آغاز ولایت امام عصر عجل الله

در حالیکه زمین سپیدپوش شده و آسمون گوله گوله پنبه های خوشکل میریزه پایین

رسما امیرعلی کوچولوی 120 گرمی به خانواده ی ما اضافه شد

و ما شدیدا ذوقمرگیم :)

 


نوشته شده در شنبه 92/10/21ساعت 1:1 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

نورِ خونه خیلی کم شده بود، یه حس ترسی تو وجودم بود...برادرم مث پسربچه های 15 ساله اونقدر شرور شده بود که همش اذیتم میکرد و بلند بلند میخندید که حرصمو دربیاره...از دستش عصبی بودم ، یهو صدایِ در اومد، از چشمیِ در نگاه کردم ببینم کیه، چراغ راه پله خاموش بود و همه جا تاریک ، نمیخواستم درو باز کنیم اما برادرم با شیطنت، کمی لای در رو باز کرد که توی یک لحظه انگار کسی از پشت در دستشو کشید بیرون و زخمیش کرد، خنده روی لبهاش خشکید و دستش آورد داخل و زود درو بست! دستش خون میومد! زدم زیر گریه از ترس، نمیدونستم چیکار کنم...خواستم جیغ بزنم که یهو پریدم...با صدای زنگ هشدار موبایل بابا !

 

+دیشب آیه آخر سوره کهف رو خوندم که برا نماز صبح خواب نمونم!

+ خداجون نمیشد یکم لطیف تر بیدارم کنی؟؟قاط زدمپوزخند


نوشته شده در چهارشنبه 92/10/18ساعت 12:36 عصر توسط سنا شاخه نرگس ( ) |

   1   2      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت